برای انجام کاری تو خیابون شریعتی در رفت و امد بودم که تابلوی “” بیلیارد آس “” که خیلی هم قرمز و خوشگل نوشته شده بود نزدیکای پل رومی منو برد به جاهای دور.
شاید کسانی که حدود هم سن و سال من هستند درک بکنند که چی میگم. روزگاری که این ایران عزیز که الان مشت محکمی به دهان امریکا و ابر قدرتهاست فقط دو کانال تلویزیونی داشت. یک و دو. همه ی برنامه ها هم یا رازبقا بود یا دعا و نیایش و فیلمهای هزار تکه شده .از تبلیغ و این داستانا هم خبری نبود اصلا تبلیغ کالا انگار یه جورایی حرام اعلام شده بود.بعد از سالها اولین بار که شروع کردن به تبلیغ من با چشمای باز گفتم آآآآآآآآ مامان اینجا روووو!!!!!!! تلویزیون داره تبلیغ نشون میده. یواش یواش تبلیغ ها رنگ و لعابش بیشتر شد و تا محصولات خارجی از قبیل برندهای سامسونگ و ال جی و … هم رسید. البته مثل همیشه که شورش رو درمیارن یه وقتایی باید وسط تبلیغ فیلم رو ببینی!
ویدیو هم که نگو اون موقع یه عده ازین بتا ماکس ها داشتن یا بقول معروف فیلم کوچیک یه عده هم اپارات. بعدتر که پیشرفته تر شد و وی اچ اس یا فیلم بزرگ تو بازارای غربی اومد ایران هنوز ویدیو تحریم بود . یکی هم اگه داشت شب جمعه ها میذاشت تو ماشین میبرد به کل فامیل یه حالی میداد یا همه رو جمع میکرد با دیدن فیلم های قاچاقی یه حالی ببرن.
تو خیابونا وایمیستادن و ماشینا رو میگشتن . وای به روزت اگه فیلم داشتی یا حتی نوار کاست. بابا اینجوری نبود که مثل الان هزارتا ویدیو کلوپ عین قارچ سبز شده باشه و همه جا رو زمین و هوا سی دی های داخلی و خارجی بفروشن.باید با بدبختی و صد تا کانال زدن یه اشنا گیر میاوردی که فیلمیشون برات فیلم بیاره. اونم که بدبختا هر از گاهی لو میرفتن و باز ادم تا مدتی میموند تو خماری.
سینماها هم داستان خودشو داشت. فیلما یا جنگی بودن یا همش در مذمت رژیم شاه و هر از گاهی که یه فیلم عین مدرسه ی موشها درمیومد صفش از کجا تا کجا بود. خنده دار اینجاس که من اون موقع خجالت میکشیدم برم سینما اون فیلمو ببینم فکر میکردم خیلی بزرگتر ازین حرفام ولی وقتی رفتیم تو صف سینما فرهنگ دیدم ای بابا این صف که همه بزرگسالن که!!!!!!!!!!!!!
بقیه ی فیلما هم که خانوما یه مانتوی گشاد عبایی بدون ارایش با روسری های مسخره. نگاه نکنین به این آتش بس و کلاغ پر که خانوم مهناز افشار چه لباسای جینگیلی مستونی میپوشه. فقط کافیه یه فیلم از سالهای 60تا 65 ببینین تا حال همه جا بیاد.
رنگ اصلا یعنی چی؟ لباس مدرسه ها مختص بود به سرمه ای طوسی و قهوه ای که چقدرم قهوه ایش حال بهم زن بود. حالا از رنگ فیروزه ای و سبز و ابی لاجوردی و بنفش بگیر تا سبز و صورتی میتونن لباس بپوشن.
اوضاع حجاب چجوریا بود؟
تو مدرسه ی دخترونه از در و دیوار باید رو میگرفتیم و ناظم و معلم مونث هم من نمیدونم چرا نامحرم بودن که تا اونا رو میدیدیم باید محکمتر و بیشتر موهامون رو میچپوندیم زیر مقنعه که خدای نکرده اسل*ام در خطر نیفته. حالا الان تو دبیرستاناشم میبینی مدیر و معاونا بی حجاب میگردن و چون مرد راه نمیدن تو خوب هیچ مشکلی هم وجود نداره.
از ماهی ازون برون و تخته نرد و شطرنج وبیلیارد و خیلی خیلی چیزای دیگه هم هیچی نگم بهتره.
هفته پیش تو رادیو شنیدم که هتل ها اجازه دارند که خانم هایی که تنها هستند رو پذیرش کنن ولی درصورتیکه شناسنامه یا کارت شناسایی نداشته باشند بعد از پذیرش باید اماکن و هم درجریان بذارند.
چه عجب!!!!!!!! بعد از سی سال!!!!!!!!!!!!
ولی فقط من نمیدونم اینا اگه حرام بود و ممنوع بود چرا ازاد شد؟ اگه ازاده و مشکلی هم از اول نبوده چرا انقدر دیر؟
اینا که تو این مملکت دست به ستاد و هیئت و کمیته تشکیل دادنشون عالیه . هی راه به راه ستاد فلان و بهمان و مجمع های دهن پر کن تشکیل میدن. خوب باباجان یه مجمع تسریع تشخیص مصلحت نظام هم بذارند که واسه یه حق ابتدایی شب به هتل رفتن از بی جایی یک زن و هزار و یک چیز دیگه سی سال طول نکشه که به نتیجه برسند!