بایگانیِ آگوست, 2008

آگوست 28, 2008
دیشب سهم برق رفتن ما ساعت 8 تا 10 شب بود و چه مزخرف. یاد بچگیام افتادم که از 8 شب که برق میرفت منم از بی نوری و بیکاری میخوابیدم. چشم نخوره این دولت نهم که داریم تازه میرسیم به بیست و پنج شش سال پیش!!!!!!!!!!!!!!
ابتکار جدیدش هم که این امار اقتصادی خانواده هاست. باز داره نزدیک انتخابات میشه و باید یه جوری خودنمایی کنن. اون کروبی گفت نفری 50000 تومن میدم به همه. ملت گفتن این دیوانه است پس تا حالا این سهم ما کجا بوده اگه بوده؟ اینم بعد سه سال و خوردی تازه میخواد همون وعده رو منتها با یه شیوه ی دیگه پیاده کنه. جدی چند درصد مردم اینا رو پر میکنن و چقدر ازونایی که پر میکنن راست و درست مینویسند؟
فعلا  اجباریش نکردن ولی اگر بخواد داستان اون دفترچه بسیجه بشه که ما هیچ وقت نداشتیم و همه جا برای همه چی دفترچه بسیج میخواستن چی؟ به کجا داریم برمیگردیم؟اون هویدا رو وقتی از همون محاکمه های معروف میکردن گفت افتخار من اینه که چوب کبریت هم یک ریال اضافه نشده قیمتش اینا به چی افتخار میکنن؟
قیمت ها که همینطور داره سر بفلک میکشه. شرایط که داره همش به اوایل انقلاب  و دوران جنگ برمیگرده…
این اس ام اس جدید هم خیلی جالبه..که پدر اح مدی نژا د میاد تو خوابش و میگه تو خیانتی رو که من در حق مادرت کردم در حق ملت نکن….ادامه اش رو بخاطر تردد زیر 18 سالها نمینویسم ولی خودتون حتما خوندین.

فیلتر

آگوست 22, 2008

باز هم فیلتر شدم.

بدیهیات بی جواب

آگوست 14, 2008
دوستم پویا پستی نوشته بود که دیدم انقدر درد دل منم هست که علاوه بر جوابش خواستم یه پست هم بذارم. اگر برید این پست وبلاگش و جواب سوالایی رو که من نمیدونم رو بدید ممنون میشم.
ازینجا به بعد رو پویا برای تو دارم مینویسم.
   
  گفتی “درصد بالایی از تلاش­های ما وبلاگ نویسها شده اثبات عکس انچه در روزنامه­ها و مجلات و اخبار به خورد مردم میدن !!!”

 میدونی پویا من فکر میکنم که این تلاش فقط تو وبلاگ نویسی نیست. تو همه ی جاهایی که میتونیم حرف بزنیم و یا کاری کنیم هست. ولی چقدر بی نتیجه و چقدر ما سختیم که از رو نمیریم اما تو یه جاهایی یه مقاطعی میبریم دیگه.
من نمیدونم چرا برقا میره. من نمیدونم چرا برق صادراتی باید ارزونتر از برقی باشه که خودمون استفاده میکنیم.
سه ساعت پیش تا نصفه پستتو خوندم و برق رفت. یه لحظه شوک شدم. تا برق بیاد داشتم به سوالای ساده ولی بی جواب تو فکر میکردم.
پویا سوالهات در عین سادگی خیلی سخته  عزیزم. از حالا دارن میگن تو زمستون بحران گاز داریم. من نمیدونم گاز رو جلو جلو فروختن یا شایدم کل پارس جنوبی و عسلویه رو فروختن.
من نمیدونم پویا بارشی که اینا میخوان چقدره  وقتی نصف مملکتو سیل میبره و گرگان و رشت و هزار جای دیگه مردمش داغون میشن.. خوب اون بارش نیست حتما. منم نمیدونم بارش چیه.حتما باید کل مملکت رو سیل ببره تا اینا بگن بارون باریده. انگار نه انگار که زمستون انقدر برف رو زمین بود که همه تو خونه مونده بودن و مدارس و اذارات تعطیل.. عجب نعمتیه این فراموشی.!
منم یادمه اون سالایی که برق داشتیم و اب نداشتیم. ولی نمیدونم چرا برق داشتیم مگه تو بی ابی میشه برق داشت؟ اگه میشه چرا الان نداریم؟. حالا جفتشو نداریم.( ما برقمون که میره اب هم قطع میشه تلفن هم که برقیه قطع میشه یه گاز میمونه که اونم بسلامتی از دو سه ماه دیگه قطع میشه یعنی کلا تعطیلیم) .تو همین بی برقی بذار چهار روز دیگه که نیمه شعبونشونه برسه ببین چجوری کل ذخیره ی برق مملکت رو به فلان میدن بره!! 

اما حسین رضا زاده!!!! این … ترجیح دادم کلمه ای که نوشتم پاک کنم.
این ادم که سوگلی رهبر بود میبینی با یه تبلیغ چجوری ازین رو به اون رو شد همه چیش؟
بازم گلی بجمال هادی ساعی.که مرام خودشو اقلا نشون داد.

 

و اما علی دایی با وجودی که ازین موجود شخصا اصلا خوشم نمیاد..((.اون پستی که برای سوتیش گذاشتتی یادم اومد )) ولی یه چیزی داره که حال میکنم. جرات داره میره امریکا اقامت میگیره زنش بی حجاب همه جا میره تو کنسرت های اون ور ابی با خواننده ها  عکس میندازن اخرشم اقای گل ایرانه یعنی بدون پاچه خواری  جایگاهشو داره اما اون رضازاذه چی؟ اون همه با یاابوالفضلش …..کرد اخرشم اینجوری نسخشو پیچیدن.
 راجع به خبرنگاران و مجریان .پویا تو از من منصف  تری چون من تمام مجریان صدا و سیما رو ماله کش میبینم. مخصوصا گوینده های اخبار که با الفاظ و حرکات دل بهم زن اینجوری اب به اسیاب اینا میریزن.
ماجرای صیغه ی اقای مددی هم داستانی بود برای خودش. این همه هیاهو برای هیچ!!!!!!! ولی این همه دختر پسر جوون که تو خیابون میگیرن بجرم نامحرم بودن اگه بگن الفاظ صیغه رو خوندیم ایا قبول میکنن؟ تا هفت جد جفتشونو میارن جلو چشماشون که چرا یه  ابمیوه با هم خوردین.
17 سالم بود که تو پارک جمشیدیه منو گرفتن. میدونی جرمم چی بود؟؟؟؟؟ جرمم این  بود( بنا به گفته ی اون برادر!!!!!1 که منو دستگیر کرد) که از یه دختر و پسر که با هم دوست بودن عکس گرفتم. اونا رو هم گرفتن. حالا میگم بابا جان من چکاره ام این وسط؟ میگه تو چشم نامحرم نگاه  کردی. میگم کدوم نامحرم؟ گفت همین پسره که عکسشو گرفتی از تو دوربین نگاش کردی. لازم نیست بگم که وقتی بش گفتم تو خودت الان داری زل زل توچشای من نگاه میکنی مگه محرمی… یه پشت دست تو دهنم و … انداختن تو سرویس  منکرات و ….که چرا از توی دوربین به پسر نامحرم نگاه کردی .اونوقت سردار زارعیشون با شش تا زن لخت تو خونش نماز میزنه به کمرش.
تو بخشنده ای پویا خداوند ستارالعیوب هم  بخشنده هست ولی من نیستم. وقتی به جرم نکرده و گناه نداشته من و امثال من رو اینچنین توهین میکنند و حقیر میشمرند…نه پویا من بخشنده نیستم.این همه دخترانی که بخاطر عقایدشون تو زندانها بشون تجاوز شد  که باکره نباشند و بعد اعدام شدند…واقعا ستارالعیوب میبخشه؟

اون زنا و دخترایی که بخاطر چار تا تار مو یا رنگ مانتو یاچیزای مسخره ی دیگه…میدون هفت تیر رو همین پارسال یادت نیست؟ …. چرا یادمون نمیاد که سال ۶۴-۶۵ زنایی که ناخن های دستشون لاک داشت  دستاشونو از مچ میکردن تو کیسه ی پر از سوسک. این همه شوک روانی رو ایا ستارالعیوب میبخشه؟؟؟

نه پویا تو به من بگو. تو به من بگو که این همه بی عدالتی و ظلم و تحقیر تو این همه سال رو چجوری ببخشم؟

مجمع تسریع تشخیص مصلحت نظام.

آگوست 6, 2008
برای انجام کاری تو خیابون شریعتی در رفت و امد بودم که تابلوی “” بیلیارد آس “” که خیلی هم قرمز و خوشگل نوشته شده بود نزدیکای پل رومی  منو برد به جاهای دور.
شاید کسانی که حدود هم سن و سال من هستند درک بکنند که چی میگم. روزگاری که این ایران عزیز که الان مشت محکمی به دهان امریکا و ابر قدرتهاست فقط دو کانال تلویزیونی داشت. یک و دو. همه ی برنامه ها هم   یا رازبقا بود یا دعا و نیایش و فیلمهای هزار تکه شده .از تبلیغ و این داستانا هم خبری نبود اصلا تبلیغ کالا انگار یه جورایی حرام اعلام شده بود.بعد از سالها اولین بار که شروع کردن به تبلیغ من با چشمای باز گفتم آآآآآآآآ مامان اینجا روووو!!!!!!! تلویزیون داره تبلیغ نشون میده.  یواش یواش تبلیغ ها رنگ و لعابش بیشتر شد و تا محصولات خارجی از قبیل برندهای سامسونگ و ال جی و … هم رسید. البته مثل همیشه که شورش رو درمیارن یه وقتایی باید وسط تبلیغ فیلم رو ببینی!
ویدیو هم که نگو اون موقع یه عده ازین بتا ماکس ها داشتن یا بقول معروف فیلم کوچیک یه عده هم اپارات. بعدتر که پیشرفته تر شد و وی اچ اس یا فیلم بزرگ تو بازارای غربی اومد ایران هنوز ویدیو تحریم بود . یکی هم اگه داشت شب جمعه ها میذاشت تو ماشین میبرد به کل فامیل یه حالی میداد یا همه رو جمع میکرد با دیدن فیلم های قاچاقی یه حالی ببرن.
تو خیابونا وایمیستادن و ماشینا رو میگشتن . وای به روزت اگه فیلم داشتی یا حتی نوار کاست. بابا اینجوری نبود که مثل الان هزارتا ویدیو کلوپ عین قارچ سبز شده باشه و همه جا رو زمین و هوا سی دی های داخلی و خارجی بفروشن.باید با بدبختی و صد تا کانال زدن یه اشنا گیر میاوردی که فیلمیشون برات فیلم بیاره. اونم که بدبختا هر از گاهی لو میرفتن و باز ادم تا مدتی میموند تو خماری.
سینماها هم داستان خودشو داشت. فیلما یا جنگی بودن یا همش در مذمت رژیم شاه و هر از گاهی که یه فیلم عین مدرسه ی موشها درمیومد صفش از کجا تا کجا بود. خنده دار اینجاس که من اون موقع خجالت میکشیدم برم سینما اون فیلمو ببینم فکر میکردم خیلی بزرگتر ازین حرفام ولی وقتی رفتیم تو صف سینما فرهنگ دیدم ای بابا این صف که همه  بزرگسالن که!!!!!!!!!!!!!
بقیه ی فیلما هم که خانوما یه مانتوی گشاد عبایی بدون ارایش با روسری های مسخره. نگاه نکنین به این آتش بس و کلاغ پر که خانوم مهناز افشار چه لباسای جینگیلی مستونی میپوشه.  فقط کافیه یه فیلم از سالهای 60تا 65 ببینین تا حال همه جا بیاد.
رنگ اصلا یعنی چی؟ لباس مدرسه ها مختص بود به سرمه ای طوسی و قهوه ای که چقدرم قهوه ایش حال بهم زن بود. حالا از رنگ فیروزه ای و سبز و ابی لاجوردی و بنفش بگیر تا سبز و صورتی  میتونن لباس بپوشن.
اوضاع حجاب چجوریا بود؟
تو مدرسه ی دخترونه از در و دیوار باید رو میگرفتیم و ناظم و معلم مونث هم من نمیدونم چرا نامحرم بودن که تا اونا رو میدیدیم باید محکمتر و بیشتر موهامون رو میچپوندیم زیر مقنعه که خدای نکرده اسل*ام در خطر نیفته. حالا الان تو دبیرستاناشم میبینی  مدیر و معاونا بی حجاب میگردن و چون مرد راه نمیدن تو خوب هیچ مشکلی هم وجود نداره.
از ماهی ازون برون و تخته نرد و شطرنج وبیلیارد و  خیلی خیلی چیزای دیگه هم هیچی نگم بهتره.

هفته پیش تو رادیو شنیدم که هتل ها اجازه دارند که خانم هایی که تنها هستند رو پذیرش کنن ولی درصورتیکه  شناسنامه یا کارت شناسایی نداشته باشند بعد از پذیرش باید اماکن و هم درجریان بذارند.
چه عجب!!!!!!!! بعد از سی سال!!!!!!!!!!!!
ولی فقط من نمیدونم اینا اگه حرام بود و ممنوع بود چرا ازاد شد؟ اگه ازاده و مشکلی هم از اول نبوده چرا انقدر دیر؟
اینا که تو این مملکت دست به ستاد و هیئت و کمیته تشکیل دادنشون عالیه . هی راه به راه ستاد فلان و  بهمان و  مجمع های دهن پر کن تشکیل میدن. خوب باباجان یه مجمع تسریع تشخیص مصلحت نظام هم بذارند که واسه یه حق ابتدایی شب به هتل رفتن از بی جایی یک زن  و هزار و یک چیز دیگه سی سال طول نکشه که به نتیجه برسند!

پیشرفت میکنیم!

آگوست 3, 2008
دیشب سهم برق رفتن ما ساعت 8 تا 10 شب بود و چه مزخرف. یاد بچگیام افتادم که از 8 شب که برق میرفت منم از بی نوری و بیکاری میخوابیدم. چشم نخوره این دولت نهم که داریم تازه میرسیم به بیست و پنج شش سال پیش!!!!!!!!!!!!!!
ابتکار جدیدش هم که این امار اقتصادی خانواده هاست. باز داره نزدیک انتخابات میشه و باید یه جوری خودنمایی کنن. اون کروبی گفت نفری 50000 تومن میدم به همه. ملت گفتن این دیوانه است پس تا حالا این سهم ما کجا بوده اگه بوده؟ اینم بعد سه سال و خوردی تازه میخواد همون وعده رو منتها با یه شیوه ی دیگه پیاده کنه. جدی چند درصد مردم اینا رو پر میکنن و چقدر ازونایی که پر میکنن راست و درست مینویسند؟
فعلا  اجباریش نکردن ولی اگر بخواد داستان اون دفترچه بسیجه بشه که ما هیچ وقت نداشتیم و همه جا برای همه چی دفترچه بسیج میخواستن چی؟ به کجا داریم برمیگردیم؟اون هویدا رو وقتی از همون محاکمه های معروف میکردن گفت افتخار من اینه که چوب کبریت هم یک ریال اضافه نشده قیمتش اینا به چی افتخار میکنن؟
قیمت ها که همینطور داره سر بفلک میکشه. شرایط که داره همش به اوایل انقلاب  و دوران جنگ برمیگرده…
این اس ام اس جدید هم خیلی جالبه..که پدر اح مدی نژا د میاد تو خوابش و میگه تو خیانتی رو که من در حق مادرت کردم در حق ملت نکن….ادامه اش رو بخاطر تردد زیر 18 سالها نمینویسم ولی خودتون حتما خوندین.